سفر اکتشافی به قله اورست، صعود به بلندترین قله برفی جهان، رویای همیشگی بسیاری از کوهنوردان است. علاقهمندان به کوهنوردی میخواهند حداقل یک بار در طول زندگی خود بر فراز قله اورست بایستند، زیرا این قله، اوج این ورزش زیبای صعود به گنبدهای برفی است.
با این حال، اینطور نیست که کوهنوردانی که میخواهند طعم پیروزی را در بلندترین کوه جهان بچشند، همیشه در تلاشهای خود موفق باشند. بسیاری از این کوهنوردان با عشق بیپایان به این قله باشکوه، آخرین نفسها را نیز در دامنه آن کشیدهاند، این داستان چکمههای سبز اورست است.
تسوانگ پالجور، معروف به چکمههای سبز اورست، یکی از محبوبترین اجساد اورست است که در مسیر اصلی کوهنوردی این کوه قرار دارد. جسد افتاده او در دامنه کوه، سوالاتی را در مورد اخلاق و اصول بحثبرانگیز کوهنوردی مطرح میکند.
پیادهروی کوتاه در کمپ اصلی اورست
سفر اکتشافی به قله اورست، صعود به بلندترین قله برفی جهان، رویای همیشگی بسیاری از کوهنوردان است. علاقهمندان به کوهنوردی میخواهند...
چکمههای سبز اورست که نقطه عطفی در دامنههای اورست بود، پیشینهای غمانگیز، قلبی پرشور، عشق به ارتفاعات، آرزوی مراقبت از خانواده و دلایل میهنپرستانه دارد، این مجموعه، مجموعهای از یک داستان عالی است که پایان خوشی ندارد.
چکمهپوشان سبز اورست - تسوآنگ پالجور کیست؟

چکمههای سبز اورست با نام مستعار تسوانگ پالجور در 10 آوریل 1968 در روستایی کوچک در هند به نام ساکتی به دنیا آمد ، در نزدیکی کوهها و تپهها بزرگ شد، او همیشه عاشق ارتفاع و هیجان بود. پس از بزرگ شدن، به پلیس مرزی هند و تبت پیوست ، اما هرگز از اشتیاق برای قلههای برفی دست نکشید.
آن زمان بود که او فرصت شرکت در اکسپدیشن اورست هند در سال ۱۹۹۶ را پیدا کرد ، زیرا او پیش از آن به چندین قله صعود کرده بود و یک سنگنورد مشتاق بود، چکمههای سبز اورست با نام مستعار پالجور برای این اکسپدیشن تاریخی انتخاب شدند.
مادرش نمیخواست او در سفر اکتشافی اورست ۱۹۹۶ شرکت کند
اکسپدیشن اورست ۱۹۹۶ برای نیروی پلیس مرزی هند و تبت مایه افتخار و غرور بود و آنها فقط بهترین کاندیداها را برای این اکسپدیشن انتخاب کردند. چکمههای سبز اورست، معروف به تسوانگ پالجور، یک جوان اهل لاداخ پر از شور و شوق بود و به خاطر قدرت و شجاعتش شناخته میشد.
در واقع، ماهندرا سینگ، سرپرست اکسپدیشن، پالجور را به همین دلایل برای این اکسپدیشن انتخاب کرده بود. اما مادرش نمیخواست او در این اکسپدیشن شرکت کند. در ابتدا، این کوهنورد هندی جزئیات اکسپدیشن خود را از خانواده پنهان کرده بود زیرا میخواست اخبار را تنها پس از تلاش موفقیتآمیز به اشتراک بگذارد.
با این حال، خبر صعود به اورست در سال ۱۹۹۶ سرانجام به گوش مادرش، تاشی آنگمو، رسید و او از او التماس کرد که در این صعود شرکت نکند. اما پالجور که انتظار داشت پس از این دستاورد تاریخی برای خانوادهاش سودمند باشد، از تصمیم خود منصرف نشد.
پاسخ پالجور به مادرش که التماس میکرد به چنین سفر خطرناکی نرود، این بود:
«من مجبورم»
چکمههای سبز اورست معروف به تسوآنگ پالجور، خوشبین بود که موفقیت این سفر به معنای مزایایی برای خانواده خواهد بود و او میتواند از آنها بیشتر حمایت کند. اما، او نمیدانست که قلب پر از جاهطلبی و رویا برای فراهم کردن آسایش خانوادهاش، همراه با او در دامنههای خطرناک کوه از بین خواهد رفت.
آخرین کسی که چهره پالجور را دید، برادر همسرش، نامگیال، بود که قبل از اکسپدیشن اورست ۱۹۹۶ برای بدرقه او به دهلی آمده بود.
چکمههای سبز اورست چگونه از بین رفتند؟

پلیس مرزی هند و تبت در اکسپدیشن اورست ۱۹۹۶ شامل اعضایی از جمله سرپاسبان تسوانگ پالجور، معاون رهبر هاربهاجان سیگن، سوبهدار تسوانگ سامانلا، لانسنیک دورجه موراپ و فرمانده ماهندرا سینگ بود.
در یک روز سرنوشتساز، دهم مه ۱۹۹۶، تیم اکتشافی هندی به سمت قله حرکت کرد. حدود ساعت ۵:۴۵ بعد از ظهر، سوبهدار تسوانگ سامانلا از طریق رادیو به سرپرست اکتشاف اطلاع داد که تیم اکتشافی متشکل از او، سرگروهبان تزانگ پالجور (ملقب به چکمههای سبز اورست) و لاسناییک دورج موراپ با موفقیت به قله صعود کردهاند.
اولین صعود موفقیتآمیز به بلندترین کوه جهان توسط یک تیم اکتشافی هندی از ضلع شمالی، در کنار کمپهای روی کوه و همچنین در پایتخت، دهلی، جشن گرفته شد.
پیادهروی کوتاه در کمپ اصلی اورست
سفر اکتشافی به قله اورست، صعود به بلندترین قله برفی جهان، رویای همیشگی بسیاری از کوهنوردان است. علاقهمندان به کوهنوردی میخواهند...
با این حال، هنگامی که تیم اعزامی پلیس مرزی هند و تبت در مسیر نزولی خود به سمت کمپ چهارم حرکت میکردند، کولاک مرگباری تیمهای کوهنوردی متعدد در کوه را درنوردید. دهم مه ۱۹۹۶ به یکی از تاریکترین روزها در تاریخ کوهنوردی تبدیل شد، زیرا کولاک مرگبار بخشهای مختلفی از کوه را درنوردید و ۸ کوهنورد را کشت و بسیاری را زخمی کرد.
از جمله تیم اعزامی پلیس مرزی هند و تبت، تیم اعزامی Adventure Consultant به رهبری راب هال، تیم Mountain Madness به رهبری اسکات فیشر و تیم اعزامی Waianese در این روز قربانی کولاک فاجعهبار شدند.
این کولاک مرگبار، کوهنوردان را در سراسر دامنه پراکنده کرد و حتی بسیاری را در "منطقه مرگ اورست" به دام انداخت، جایی که آخرین نفسهای خود را کشیدند. چکمههای سبز اورست، معروف به سر پاسبان تسوانگ پالجور، یکی از قربانیان آن کولاک مخرب بود.
نادیده گرفتن قانون ساعت ۲ در اورست

اگر با سفر اکتشافی به قله اورست آشنایی داشته باشید، احتمالاً حداقل یک بار در مورد قانون ساعت ۲ در اورست شنیدهاید. این یک قانون قطعی در هنگام صعود به بلندترین کوه جهان است که هر کوهنوردی باید به آن احترام بگذارد.
اما، این قانون ساعت ۲ در اورست دقیقاً چیست؟ خب، کوهنوردان هنگام تلاش برای صعود به قله بلندترین قله برفی جهان با ارتفاع ۸۸۴۹ متر از کمپ چهارم در ارتفاع ۷۹۵۰ متر، باید این کار را قبل از ساعت ۲ بعد از ظهر انجام دهند.
در صورتی که نتوانند تا ساعت ۲ بعد از ظهر به سمت قله حرکت کنند، طبق قانون باید به محل امن برگردند و دفعه بعد سعی کنند تا قله را فتح کنند. به طور کلی دو دلیل وجود دارد که چرا هر کوهنورد در یک سفر اکتشافی به اورست باید از این قانون پیروی کند.
اول اینکه، منطقه مرگ در اورست بخش بسیار خطرناکی است و یکی از سختترین موانع برای غلبه بر این اکسپدیشن است، بنابراین به کوهنوردان توصیه نمیشود بیش از ۱۶ تا ۱۸ ساعت در منطقه مرگ بمانند . بدن شما به معنای واقعی کلمه در منطقه مرگ اورست شروع به تجزیه میکند و به آرامی دقیقه به دقیقه و سلول به سلول میمیرد.
دلیل دوم این است که تقریباً ۷ تا ۹ ساعت طول میکشد تا تمام مسیر تا قله را طی کنید و کوهنوردان با آذوقه محدود به قله صعود میکنند. بنابراین، از آنجایی که ساعات و آذوقه به درستی با توجه به زمان صعود محاسبه شدهاند، تلاش برای صعود به قله پس از ساعت ۲ بعد از ظهر به معنای قمار در منطقه مرگ با آذوقه محدود است.
اگر کوهنوردان ذخیره اکسیژنشان تمام شود، این امر به ویژه خطرناک است؛ عدم موفقیت در بازگشت به کمپ در تاریکی با بدنی خسته و ذخیره کم اکسیژن، به ویژه در منطقه مرگ، به این معنی است که مرگ اجتنابناپذیر است.
در این روز شوم، تیم کوهنوردی چکمههای سبز اورست (معروف به پالجور) با وضعیت مشابهی روبرو شد. تیم اعزامی پلیس مرزی هند و تبت دیر از کمپ خود در جبهه شمالی شروع به صعود کرد، در حالی که اکثر کوهنوردان قبل از ساعت 2 بامداد کمپ را ترک میکردند، تیم کوهنوردی چکمههای سبز اورست صعود خود را حدود ساعت 3:30 بامداد آغاز کرد.
با وجود اینکه تیم چکمههای سبز اورست از قانون ساعت دو در اورست به خوبی آگاه بودند، به تلاش خود برای رسیدن به قله ادامه دادند. تیم کوهنوردی که شروع دیرهنگامی داشت، میدانست که در ساعات ایمن توصیه شده، تمام مسیر را تا قله طی نخواهد کرد، اما همچنان به تلاش خود برای رسیدن به قله ادامه داد.
درخواست برای تلاش برای رسیدن به قله با سرپرست تیم اعزامی علیرغم دیر رسیدن به قله
سفر اکتشافی پلیس مرزی تبت از سمت شمال، سمت تبت که نسبت به مسیر جنوبی از سمت نپال، برف کمتری دارد اما به طور قابل توجهی دشوارتر از مسیر جایگزین تلقی میشود.
اگرچه تیم اعزامی چکمههای سبز اورست در روز قله شروع دیرهنگامی داشتند، اما به طرز شگفتآوری مسافت زیادی را برای جبران شروع دیرهنگام طی کرده بودند. ماهندرا سینگ، سرپرست تیم صعود پلیس مرزی هند و تبت، اکیداً به کوهنورد دستور داده بود که به قانون ساعت ۲ در اورست احترام بگذارد و اگر از ساعت ۲:۳۰ تا ۳ بعد از ظهر عقب افتاد، صعود را ادامه ندهد.
در ابتدا همه با دستورالعملها موافق بودند، اما با توجه به شروع دیرهنگام و مسافت طی شده در دامنههای کوه، سرپرست گروه در کمپ مقدماتی میدانست که تیم کوهنوردی او در ساعات ایمن به قله نخواهد رسید.
بنابراین، او تصمیم گرفت تیم اکسپدیشن خود را عقب بکشد، صعود را متوقف کند و روز دیگری تلاش کند. معاون سرپرست، هارباجان سینگ، که به همراه سه کوهنورد لداکی، تسوانگ پالجور، دورجه موراپ و تسوانگ سامانلا، در حال صعود بود، از کوهنوردان بسیار عقب مانده بود.
در حالی که سه کوهنورد لاداکی از جمله کوهنوردان سبزپوش اورست سعی داشتند شروع دیرهنگام را جبران کنند، تقریباً سرپرست کمکی را در گرد و غبار برفی جا گذاشته بودند. با توجه به دستورالعملها، هاربهاجان سینگ سعی کرد به کوهنوردان علامت دهد که عقبنشینی کنند زیرا این وضعیت ایمن تلقی نمیشد.
معاون سرپرست سعی کرد به کوهنوردان لداخایی علامت عقبنشینی بدهد، اما مشخص نیست که آیا آنها علامت را ندیدند یا در حالی که به بام جهان نزدیک میشدند، تلاش برای رسیدن به قله را نادیده گرفتند. از سوی دیگر، هارباجان سینگ که در طول صعود دچار سرمازدگی شده بود ، به سمت کمپ پایین آمد زیرا مشخص بود که تیم قبل از ساعت 3 بعد از ظهر به قله نخواهد رسید.
در حالی که کوهنوردان لاداخ در مسیر صعود خود بودند، ساعت 3 بعد از ظهر، سوبهدار تسوانگ سامانلا با ماهندرا سینگ، سرپرست گروه اعزامی، در کمپ پیشرفته تماس گرفت و درخواست مجوز برای ادامه تلاش برای صعود به قله را کرد. با این حال، سرپرست گروه اعزامی با توجه به عوامل خطر، درخواست را رد کرد و به تیم کوهنوردی دستور داد تا به کمپ امن پایین بیایند.
شرایط آب و هوایی به آرامی رو به وخامت گذاشته بود، اما سه کوهنورد لاداکی اصرار داشتند که اجازه پیشروی به سمت قله را داشته باشند، زیرا اکنون قله در دسترس بود. با این حال، سرپرست اکسپدیشن از کوهنوردان خواست که بیش از حد مطمئن نباشند و قبل از غروب آفتاب به کمپ بازگردند.
اما در آن لحظه، سوبهدار تسوانگ سامانلا رادیو را به چکمهپوشان سبز اورست معروف به تسوانگ پالجور داد که دوباره از سرپرست اکسپدیشن درخواست کرد که به آنها اجازه دهد به قله کوه صعود کنند. و ناگهان ارتباط قطع شد.
آیا تب اجلاس بود؟

سرخوشی که با نام «تب قله» نیز شناخته میشود، یکی از خطرناکترین شرایطی است که در آن کوهنوردان با نزدیک شدن به قله، احساسات قوی آنها را فرا میگیرد تا به تلاش خود ادامه دهند.
این امر به ویژه در بلندترین قلههای جهان با بخشهای بزرگ «منطقه مرگ» خطرناک است. کوهنوردان معمولاً وقتی تحت تأثیر احساسات قوی برای ادامه تلاش برای رسیدن به قله قرار میگیرند، نگرانیهای ایمنی را نادیده میگیرند و حتی عوامل محیطی را نادیده میگیرند، زیرا به نظر میرسد که قله در دسترس است.
چندین حادثه از این دست رخ داده است که کوهنوردان چنان غرق در احساسات شدهاند که حتی نگرانیهای ایمنی عمده را نادیده گرفتهاند، تمام شدن آذوقه، سقوط از مسیر، ناتوانی در حرکت به دلیل خستگی و غیره برخی از پیامدهای نگرانکنندهی صعود به ارتفاعات بالا و تب قله هستند.
علیرغم دستور ماهندرا سینگ ، سرپرست گروه، مبنی بر عدم ادامه تلاش برای صعود به قله پس از ساعت ۲:۳۰ تا ۳ بعد از ظهر، و با وجود وخامت آشکار شرایط آب و هوایی، سه کوهنورد لاداکی همچنان به تلاش خود برای رسیدن به قله ادامه دادند، چرا که احساس میکردند قله در دسترس است.
اعضای تیم اعزامی پلیس مرزی هند و تبت نیز توانستند با موفقیت به قله برسند و نام خود را در تاریخ کوهنوردی به عنوان اعضای اولین تیم اعزامی هندی که با موفقیت از سمت تبت به قله اورست صعود کردند، ثبت کنند.
کوهپیمایی ۱۱ روزه اورست گوکیو ری
سفر اکتشافی به قله اورست، صعود به بلندترین قله برفی جهان، رویای همیشگی بسیاری از کوهنوردان است. علاقهمندان به کوهنوردی میخواهند...
سوبهدار تسوانگ سامانلا ساعت ۵:۴۵ بعد از ظهر با ماهندرا سینگ، سرپرست گروه اعزامی، در کمپ پیشرفته تماس گرفت و خبر صعود موفقیتآمیز سه کوهنورد لاداخ را به او داد. سرپرست گروه اعزامی این خبر خوشحالکننده را با دهلی به اشتراک گذاشت و جشن و پایکوبی در کمپهای دامنه کوه و همچنین در مقرهای ارتش در سراسر هند آغاز شد.
اما ناگهان شادیها و فریادهای شادی تحت الشعاع پریشانی و نگرانی قرار گرفت، زیرا تیم اعزامی متوجه شد که کولاک فاجعهباری چندین بخش از کوه را در بر گرفته است. و تیم اعزامی پلیس مرزی هند و تبت ارتباط خود را با سه کوهنورد لداخایی که به تازگی با موفقیت بلندترین قله جهان را از سمت تبت فتح کرده بودند، از دست داد.
درخواست کمک برای تیم اکتشافی ژاپنی

پس از آنکه تیم اعزامی پلیس مرزی هند و تبت ارتباط خود را با کوهنوردان در حال پیشروی خود از جمله کوهنوردان چکمهپوش سبز اورست معروف به تسوان پالجور از دست داد، این تیم امیدوار بود که کوهنوردانشان به سلامت بازگردند. کوهنوردان لاداکی پیش از این نیز در حین خدمت در این نیرو بر شرایط تهدیدکننده زندگی غلبه کرده بودند.
با این حال، برای افزایش شانس زنده ماندن، ماهندرا سینگ، سرپرست تیم اکتشاف، تصمیم گرفت از تیم اکتشافی ژاپنی فوروکاوا درخواست کمک کند. کوجی یادا، سرپرست تیم اکتشافی ژاپنی، بنا به درخواست سینگ با تیم پیشرو خود در کمپ ۴ تماس گرفت و آنها را در مورد وضعیت فعلی مطلع کرد.
سرپرست تیم اعزامی ژاپنی همچنین به سینگ اطمینان داد که کوهنوردان پیشرو آنها در یافتن و نجات کوهنوردان لاداکی که دچار کولاک شده بودند، کمک خواهند کرد. کوهنوردان پیشرو ژاپنی حدود ساعت ۹ صبح پس از توقف کولاک در ۱۱ مه ۱۹۹۶، کمپ ۴ را ترک کردند.
با این حال، بعداً گزارش شد که تیم ژاپنی کوهنوردان سقوط کرده لاداکی را که در دامنه به شدت سرمازده افتاده بودند، مشاهده کرد، اما هیچ کمکی به کوهنوردان نکرد. این حادثه بعداً به یک مسئله بینالمللی تبدیل شد که در آن اخلاق و انسانیت کوهنوردان زیر سوال رفت.
هر انسانی برای خودش
شاید با این وضعیت آشنا نباشید، اما در کوهنوردی ضربالمثل «هر کسی به فکر خودش است» کاملاً مصداق دارد، به خصوص در ارتفاعات بالا و دامنههای خطرناک. کوهنوردی ورزش خطرناکی است، هر کوهنوردی که از کوه بالا میرود میداند که خیلی طول نمیکشد تا اوضاع از بد به بدتر تبدیل شود.
کوهنوردان همچنین میدانند که در صورت بروز هرگونه خطر یا اگر عقب بمانند، تنها هستند. حتی سایر کوهنوردان نیز به دلیل عوامل خطر، نیت خیری برای کمک به همنورد سقوط کرده دارند، اگر بدون حمایت کافی شروع به مراقبت و نجات کوهنورد سقوط کرده کنند، به این معنی است که جان خود را نیز به خطر میاندازند.
بنابراین، هر کوهنوردی کاملاً از قانون ناگفته در طول سفر کوهنوردی آگاه است. با این حال، هنگامی که دو کوهنورد ژاپنی در حال پیشروی و سه راهنمای کوهنوردی شرپای آنها از کنار کوهنوردان لاداکی که پس از کولاک در دامنههای یخزده پراکنده شده بودند، عبور کردند، این خبر به خبری جنجالی تبدیل شد.
کوهنوردان پیشرو، ایتسوکی شیگهکاوا و هیروشی هانادا، از جمله دورجه شرپا و دو کوهنورد شرپای دیگر از تیم ژاپنی، کوهنوردان پیشرو از تیم اعزامی پلیس مرزی هند و تبت را مشاهده کردند، اما به جای رسیدگی به آنها، به سمت قله فشار آوردند.
بعداً، تیم اعزامی ژاپنی یک کنفرانس مطبوعاتی در فوکوئوکا برگزار کرد و در آنجا به مطبوعات اعلام کرد که این اتهامات بیاساس است. تیم اعزامی ژاپنی اظهار داشت که آنها تا جایی که میتوانند برای کمک به کوهنوردان لاداکی که دچار کولاک شدهاند، کمک خواهند کرد.
آنها اعتراف کردند که چندین کوهنورد را در نزدیکی قله مشاهده کردهاند، با این حال، به گفته تیم پیشرو، آنها قادر به تشخیص اینکه آیا آنها دچار مشکل شدهاند یا خیر، نبودهاند. هیئت اعزامی ژاپنی همچنین خاطرنشان کرد که کوهنوردان پیشرو از هیئت اعزامی پلیس مرزی هند و تبت به دلیل سهلانگاری تیم جان خود را از دست دادهاند.
طبق گفته تیم اعزامی ژاپنی، تیم هندی هیچ تلاشی برای نجات کوهنوردان در حال پیشروی خود که شب قبل دچار کولاک مرگبار شده بودند، انجام نداد. به گفته مشاور پلیس مرزی هند و تبت، اگر کوهنوردان در حال پیشروی ژاپنی به آنها کمک میکردند، دو نفر از کوهنوردان در حال پیشروی تیم اعزامی آنها میتوانستند نجات یابند.
چکمههای سبز اورست، معروف به تسوآنگ پالجور، در میان دو کوهنوردی که در یازدهم ماه مه پس از کولاک مرگبار در دامنههای نزدیک قله پراکنده شده بودند، نبود.
جسد چکمه سبز اورست به مدت سه سال گم شد

پس از آنکه کولاک فاجعهبار در ۱۰ مه بخشهای مختلفی از دامنه اورست را درنوردید، دو نفر از کوهنوردان لاداکی در ۱۱ مه ۱۹۹۶ توسط کوهنوردان ژاپنی در حال پیشروی مشاهده شدند. اما جسد چکمههای سبز اورست معروف به تسوان پالجور در هیچ کجا پیدا نشد.
ظاهراً پالجور پس از جدا شدن از تیم پس از کولاک، در غاری کوچک در منطقه مرگ در ارتفاع ۸۵۰۰ متری پناه گرفته بود. چکمههای سبز رنگ اورست آخرین نفسهایش را در داخل غار کوچک کشیده بود و چکمه کوهنوردی برجسته سبز رنگش به بیرون چسبیده بود و به وضوح برای کوهنوردانی که به قله کوه صعود میکردند، قابل مشاهده بود.
۱۷ روز کوهپیمایی سهگذره اورست
سفر اکتشافی به قله اورست، صعود به بلندترین قله برفی جهان، رویای همیشگی بسیاری از کوهنوردان است. علاقهمندان به کوهنوردی میخواهند...
از این رو به او لقب «چکمههای سبز اورست» را دادند.
کوهنوردانی که برای صعود به قله تلاش میکردند، مجبور بودند از این بخش از کوه عبور کنند و اغلب از این جسد معروف در اورست به عنوان نشانهای برای تعیین فاصله قله از آن نقطه استفاده میکردند. همچنین یادآوری این نکته بود که دامنههای کوه چقدر میتوانند خطرناک و بیرحم باشند.
اما ناگهان در سال ۲۰۱۴، جسد چکمههای سبز اورست از غار کوچک داخل منطقه مرگ کوهستان ناپدید شد. از آنجایی که تقریباً هر کوهنوردی با این جسد محبوب در داخل منطقه مرگ آشنا بود، نگران سرنوشت جسد چکمههای سبز اورست بودند.
اما معلوم شد که خانوادهی چکمههای سبز اورست از کوهنوردان درخواست کرده بودند که جسد را در دامنههای کوه دفن کنند. از آنجایی که بیرون کشیدن اجساد از منطقهی مرگ در اورست میتواند واقعاً پرهزینه باشد و عملیات نجات از ۷۰،۰۰۰ دلار آمریکا شروع میشود ، خانوادهی چکمههای سبز اورست نیز مانند بسیاری از خانوادههای کوهنوردان دیگر، درخواست دفن او در برف را داشتند.
با این حال، جسد او سه سال بعد در سال ۲۰۱۷ توسط کوهنوردانی که برای صعود به قله تلاش میکردند، در نزدیکی غار کوچکی که او آخرین نفس خود را در آن کشیده بود، کشف شد. پیش از این، کوهنوردان در نزدیکی غار، چکمههای سبز اورست را در برف دفن کرده بودند و کوهنوردانی که جسد او را در سال ۲۰۱۷ کشف کردند، به نشانه احترام و برای اینکه او در دامنههای پوشیده از برف استراحت کند، بدن او را با برف پوشاندند.